ای لنگر تسکین !
ای تکانهای دل !
ای آرامش ساحل
با توام
ای نور!
ای منشور!
ای تمام طیفهای آفتابی !
ای کبود ارغوانی !
ای بنفشابی !
با توام ای دلشوره شیرین !
ای شادی غمگین !
با توام
ای غم !
غم مبهم !
ای نمی دانم!
هرچه هستی باش!
اما کاش ......
نه،جز اینم آرزویی نیست :
هرچه هستی باش !
اما باش !
گسترده تر از عالم تنهایی من، عالمی نیست
غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصلها را
بر سفره رنگین خود بنشانمت، بنشین غمی نیست