سلام دوستان
چهارشنبه آخره وقت رفتم پیش استاد!!!!!!!!!
گفت هنوز برگه هارو تصحیح نکرده !!!!!!!
خوب بابا تقصیر من چیه ؟
ولی قول گرفتم تا شنبه نمرات را از ایشون بگیرم .همین وبس 


2
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 17:55 توسط محسن ستایش
|
سلام چندتا وب خوب ادبي تو پيوندام براتون گذاشتم
سربزنيد

2
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 15:43 توسط محسن ستایش
|
سینه مالامال درداست ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیز رو؟
ساقیا جامی به من ده تا بیا سایم دمی
2
نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت 22:52 توسط محسن ستایش
|
گر همچو من افتاده این دام شوی
ای بس که خراب باده وجام شوی
ما عاشق ورند و مست وعالم سوزیم
با ما منشین و گرنه بد نام شو ی
حضرت حافظ
2
نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت 22:48 توسط محسن ستایش
|
حکایت بر مزاج مستمع گوی
اگر خواهی که دارد با تو میلی
هر آن عاقل که با مجنون نشیند
نباید کردنش جز ذکر لیلی
2
نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت 22:32 توسط محسن ستایش
|
2
نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت 22:28 توسط محسن ستایش
|